به بهانۀ لبخند استادم
0 تومان
گاهی یک کتاب با هدف انتشار، شهرت یا کسب درآمد نوشته نمیشود؛گاهی یک کتاب فقط برای این نوشته میشود که *دل یک انسان بزرگ را شاد کند.کتاب«به بهانه لبخند استادم» برای من چنین کتابی است؛ روایتی از احترام، سپاسگزاری و ادای دین به استاد وحیدی؛ استادی که دانش، فروتنی و نگاه انسانی ایشان، سالها بر مسیر علمی و حرفهای من و بسیاری از شاگردانشان اثر گذاشت.چند سال پس از آنکه استاد وحیدی بعد از بازنشستگی ( از دانشگاه شهید رجایی)، نزد فرزندان خود به خارج از کشور تشریف بردند ، خبر رسید که دچار سکته شدهاند و توان تکلم خود را از دست دادهاند. شنیدن این خبر برای من بسیار تلخ بود. با خود اندیشیدم که شاید بتوانم کاری انجام دهم؛ کاری که نه برای جبران همه زحمات استاد، بلکه فقط برای
نشاندن لبخندی بر دل ایشان باشد.از همین فکر، ایده نوشتن این کتاب شکل گرفت.
کتابی از سر ارادت؛ برای استادی که بخشی از آنچه امروز هستم، وامدار آموزهها و بزرگواریهای او در اواخر دهه 60 و بعد از آن بود .
ماکت رنگی این کتاب را با اشتیاق برای خانواده گرانقدر استاد وحیدی فرستادم. فرزند ایشان در یک مراسم دوستانه و خانوادگی کتاب را رونمایی و به پدر اهدا کردند. خوشبختانه استاد هنوز توانایی خواندن داشتند و همین موضوع امید مرا بیشتر کرد که شاید ورق زدن این صفحات، خاطراتی را زنده کند و اندکی شادی به دل ایشان بازگرداند.
اما این کتاب فقط یک یادنامه نیست.
در میان صفحات آن، بخشی وجود دارد که به باور من میتواند برای
دانشجویان، تربیت دبیر فنی و مدرسان فعلی دانشگاه ملی مهارت و علاقهمندان به آموزشهای فنی و حرفهای بسیار ارزشمند باشد.### از استاد وحیدی چگونه تدریس کردن را آموختم؟
در
صفحات ۷۶ تا ۹۲ فایل PDF این کتاب، بخشی با عنوان «درسهایی که از استاد وحیدی آموختم» آمده است؛ تجربههایی که من نه فقط با ذهن، بلکه با دل، در محضر ایشان آموختهام.در این صفحات تلاش کردهام نشان دهم که یک استاد خوب فقط انتقالدهنده اطلاعات و دانش تخصصی نیست؛ بلکه
شیوه رفتار با دانشجو، نحوه ارائه درس، توجه به تفاوتهای یادگیرندگان، ایجاد انگیزه، صبوری و نگاه انسانی به آموزش نیز بخشی از هنر معلمی است.آنچه در این صفحات آمده، صرفا خاطرات شخصی من نیست؛ بخشی از تجربه آموزشی است که میتواند برای دانشجویان تربیت دبیر فنی، مدرسان دانشگاه ها و هنرستان های فنی و حرفهای و هر مدرسی که دغدغه آموزش اثربخش را دارد، قابل تأمل و استفاده باشد.
از شما دعوت میکنم اگر فرصت مطالعه کامل کتاب را ندارید، دستکم
صفحات ۷۶ تا ۹۲ این فایل PDF را با دقت بخوانید.
شاید در میان این صفحات، نکتهای پیدا کنید که نگاهتان را به «تدریس» کمی تغییر دهد.### شاید شما هم یک روز برای استاد خود کتابی بنویسید
این کتاب برای من یک پیام ساده اما عمیق دارد:
قدردانی از استاد را نباید همیشه به روزهای پایانی زندگی یا مراسمهای رسمی موکول کرد.گاهی یک نامه، یک خاطره، یک تماس، یک دیدار یا حتی یک کتاب میتواند به استادی نشان دهد که تلاشهای او در ذهن و قلب شاگردانش باقی مانده است.
اگر استادی در زندگی شما بوده که مسیرتان را تغییر داده، چیزی به شما آموخته یا در شکلگیری شخصیت و آیندهتان نقش داشته است، شاید امروز بهترین زمان برای گفتن یک جمله ساده باشد:
«استاد، از شما ممنونم.»و اگر قلمی در دست دارید، شاید بتوانید خاطرات، آموزهها و آثار او را ثبت کنید تا محبت و دانشش فقط در حافظه چند نفر باقی نماند.
من این کتاب را نوشتم تا
لبخندی بر لبان استاد وحیدی بنشانم؛
اما امروز خوشحالم که این فرصت فراهم شده تا کتاب از طریق سایت دانشگاه ملی مهارت بصورت رایگان ، در اختیار علاقهمندان قرار گیرد؛ شاید داستان آن، دیگران را نیز به پاسداشت استادان خود ترغیب کند.زیرا بعضی کتابها فقط برای خوانده شدن نوشته نمیشوند؛
بعضی کتابها برای گفتن :«متشکرم» نوشته میشوند.*
و شاید زیباترین میراث یک استاد، همین باشد که سالها بعد، شاگردی هنوز بخشی از خوبیهای او را با خود حمل کند و به دیگران منتقل سازد.
